وصیت نامه ی شهید مهدی سیاحی


تاریخ :فروردین ۲۸, ۱۳۹۴ | نویسنده : سجاد کرمی | موضوع :گزارش

وصیت نامه شهید مهدی سیاحی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایها الذین امنو ارکعو او اسجدوا و اعبدوا ربکم و افعلو ا الخیر لعلکم تفلحون .

با درود به امام امت ودرود به امت امام سخنی را با تردید آغاز میکنم زیرا که از شهادت خویش هیچ اطمینانی ندارم . خدایا ، خداوندا تورا شکر میکنم بخاطر اینکه توفیق جهاد در راهت را نصیب من کردی ،خدایا از آن روزی می ترسم که حقت را بر خود نشناخته باشم خدایا ، بار الها شرمنده ام از روز محشر از اینکه برای اسلام کاری نکرده باشم ، خدایا شرمنده ام در روز محشر زیرا آنقدر از نعمت هایت ما را غنی کردی ولیکن ما گناه کردیم . خدایا از آن روزی میترسم که من از شهدا و معصومین جدا باشم . خداوندا از ان روزی میتر سم که کار نامه ی عملم رابه دست چپم بدهند . خداوندا خود شاهد اعمال من بودی که چگونه بسوی جبهه رفتم . الهی مادرم را ، پدرم را ، خانواده ام ، خویشاوندانم و دوستانم و دنیا را بخاطر تو ترک گفتم . ای کسانی که مخالف این نهضت الهی هستید بدانید که روز جزا ، روز محشر پشیمان خواهید شد . ما با خدای خود عهد کرده ایم که تا پای جان در برابر دشمنان اسلام مبارزه کنیم و این معامله ایست که ما با خدای خود کرده ایم و شکی در آن نیست و این معامله جان است که در برابر آن بهشت رضوان می باشد . ای مخالف انقلاب اگر هزار ها جان داشتم حاضر بودم تکه تکه بشوم و این اسلام و این انقلاب و این نوای شهدا به عالم برسد ما آنقدر باید شهید بدهیم که بتوانیم در خون آنها شناور باشیم اما برای اینکه  آنها شهید بشوند ویا از بین ما رفتند گریه نخواهیم کرد بلکه بخاطر اینکه آنها از ما سبقت گرفتند ولی ما نتوانستیم به آنها برسیم و باید کوشش کنیم تا به این کاروان شهادت ، کاروان لبیک گویان امام حسین(ع) برسیم

اما سخنی با خانواده شهدا وخانواده ام.

اگر فرزندی را در راه خدا دادید ، مبادا نگران شوید ، شما باید سر بلند باشید که فرزندی در راه خدا دادید . امانتی که شما از خدا داشتید به صاحب اصلیش به نحو احسن تحویل دادید پس مبادا نگران باشید و خود را ناراحت کنید ، ناراحتی و گریه شما بخاطر شهادت امام علی (ع) و امام حسین (ع) باشد نه بخاطر ما . خواهش میکنم که در مراسم فاتحه خوانی من زیاد مصرف نکنید و صرفه جویی کنید و مبادا کسی لباس سیاه به تن کند که هیچ راضی نیستم و به زنها بگویید که لباس هایشان را مبادا پاره کنند و زیاد ناراحت نباشند چون این عروسی من است نه چیز دیگر این انتقال من از زندان به مکان اصلی میباشد . واما صحبتم با پدر ومادر عزیزم وبرادران وخواهران عزیزم و همه فامیل و بستگانم ، هر چند که در میان شما خیلی کم زندگی کردم اما شما خیلی زیاد برای من زحمت و رنج کشیدید که من از قدر دانی آن عاجز می باشم ، مادر جان خواهش میکنم  که صبور بوده و به زنها صبر بده ، همچون مادر شهید آقا خانی و مادر شهید حقیقی و…

پدر جان می دانم که زحمات زیادی برای من کشیدی ، پدر جان این صحبتی را که می کنم از ته قلب است

تمام شما را از ته قلب دوست دارم . پدر جان وقتی که من شما را میبنم که چگونه برای ما زحمت میکشید و ما را چگونه بار آوردید ، شرم تمام وجودم را میگیرد ، وقتی که با لباس کار شما را می بینم خجالت زده میشوم ، مادر جان وقتی که میبینم چگونه به بچه ها محبت و مهربانی میکنی خجالت میکشم . مادر و پدر خواهش میکنم که به خانواده شهدا سر بزنید و از آنها طلب آمرزش گناهانم کنید . پدر جان چون ایوب و مادر جان چون زینب (س) صبور باشید . خانواده عزیزم ، اگر من بدون رضایت شما عازم جبهه شدم و با ناراحتی از میان شما رفتم ، شما را به خدا و رسول خدا و فاطمه زهرا (س) و ائمه اطهار (ع) قسم میدهم که مرا ببخشید . این وظیفه هر مسلمانی است که به میدان جنگ برود . اگر حرفی از ناراحتی از من زده شد و یا اشتباهی از من سر زده ، مرا ببخشید هر کس از من چیزی میخواهد از خانوده ام بگیردو اگر من از کسی چیزی میخواهم آن را بخشیدم وعده گاه ما روز قیامت . از تمام دوستانم و فامیل هایم میخواهم که اگر از من بدی دیده اند مرا حلال کنند . از تمام شما التماس دعا دارم . اگر جسدم به دست شما رسید ، هر وقت بر روی قبرم آمدید ، ۷بار سوره قدر را بخوانید .

(بار الهی دوست دارم جسدم مفقود باشد ، نامم گمنام باشد تا در روز قیامت اگر از من سوال کردند که چه کردی در جواب بگویم حتی بعد از شهادتم از آنجا دفاع کردم )

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

امانت خدا مهدی سیاحی

 نام:  مهدی
نام خانوادگی: سیاحی
نام پدر: عبدالعظیم
عضویت: بسیجی
محل حادثه: جزیره سهیل
تاریخ حادثه: ۶۵/۱۰/۴
عملیات: کربلای ۴
نام گردان: جعفر طیار

پاسخ دهید

دیدگاه شما




© تمامی حقوق برای شهید مهدی سیاحی